تبليغاتX
تجربه های زنانه - بازنمایی خشونت علیه زنان در سینمای هالیوود (مشق شب 2 )
تا آزادی پلی تکنیکی ها

 

چند وقت پیش به طور اتفاقی فیلم  " کافی " enough)) را دیدم . فیلم روایت زنی است که بعد از اعتراضات پیاپی به خیانت های شوهرش مورد ، ضرب و شتم او قرار می گیرد و سعی می کند از همسرش جدا شود ، اما وقتی می بیند مجبور است اجازه دهد ، دختر خردسالش آخر هفته ها به دیدن همسرش برود ، منصرف می شود . شوهرش رفتار خوبی با دخترشان دارد ، اما زن می ترسد که به بچه آسیب برساند . جنیفر لوپز ـ قهرمان زن داستان ـ تصمیم می گیرد ،همراه دخترش و با کمک دوستانش فرار کند .تلاش های اولیه او ناکام می ماند . اما سرانجام موفق می شود با کمک مالی پدرش و کار در یک کافه ، در ایالتی دیگر زندگی جدیدی را آغاز کند .اما این پایان ماجرا نیست . مرد با متوصل شدن به نیرنگ های مختلف آن ها را پیدا می کند . از این جای داستان ملودارم خانوادگی تبدیل به اکشنی غیر قابل باور می شود. زن که همه وسایل فرارش را از قبل کاملاً آماده کرده  در طی یک تعقیب و گریز هالیوودی موفق به فرار می شود . این بار زن برای آنکه از وحشت حمله ناگهانی شوهرش رهایی یابد ، در مدتی کوتاه با آموختن شیوه های دفاع ار خود تبدیل به یک بوکسر تمام عیار می شود ! و به جنگ شوهرش می رود، او را در خانه ای که سابقاً در آن کتک میخورده غافل گیر می کند و در یک نزاع نفسگیر می کشد .

 

طرح شعار شخصی سیاسی است در موج دوم فمنیسم در دهه هفتاد توجه رسانه ها را به خشونت خانگی علیه زنان جلب کرد. اما این رسانه ها هنوز این امر را مسئله ای مربوط به حوزه خصوصی تلقی می کنند که گرفتار خشونت اند یا آن ها را به دلیل بد رفتاری مقصر می دانند یا آن ها را قهرمانان منفردی به شمار می آورند که با جنایت کاران منفردی دست و پنجه نرم می کنند و از این رو شایسته حمایت اند.

 

با آنکه چنین بازنمایی هایی موجب می شود که تجربه های زنان از هتک حرمت آشکار شود ، در عین حال وضعیت آنان را از بابت در کانون توجه بودن طبیعی و عادی جلوه می دهد و شیئ شدگی آنان را تقویت می کند . ظاهراً چنین بازنمایی هایی از هتک حرمت ها از آن دسته ازآگهی های تبلیغاتی که بدن زن را به نمایش می گذارند بسیار فاصله دارند . با این همه تصویر زنان هتک حرمت شده با الگوی گسترده تری در رسانه های گروهی سازگاری دارد که زنا ن را به صورت موضوع نمایش های پر زرق و برق تبدیل به شیئ می کنند . به علاوه این روایت ها اغلب ماجرای هتک حرمت زنان را در قالب داستان رفتار و کردار زنان منفرد بازگو می کنند و به شبکه هایی که از او پشتیبانی سیاسی و اجتماعی می کنند ـ مثل شبکه های داوطلب فمنیستی یا حتی پلیس ـ توجه نمی کنند .

 

تکیه برگناه کاری زنان یا قربانی شمردن آنان توجه را از مردان هتک حرمت کننده و نظام مرد سالاری که به حمایت از این جنایات بر می خیزد ، منحرف می سازد . حتی عباراتی مانند « هتک حرمت در خانواده » و« خشونت خانگی » این حقیقت را پنهان می کند که هتک حرمت کنندگان مردانی هستند که علیه زنان و کودکان دست به خشونت می زنند . چنان که کاپوتی اشاره می کند تازه وقتی هم که رسانه ها بر هتک حرمت کنندگان تاکید می ورزند معمولاً آنان را هیولاهایی خارج از هنجار هایی جامعه توصیف می کنند . مثلاً در فیلم ایرانی قرمز ، زن قهرمان تنهایی است که پس از تحمل فشار های روحی و جسمی زیادی که همسرش به او تحمیل می کند ، برای گرفتن انتقام به خانه برمی گردد و البته مثل قهرمان زن فیلم " کافی " موفق می شود او را بکشد . هرچند به تاثیر پذیری مرد از پدرش – ساختارهای مردسالارـ هم اشاره می شود ، اما در تمام طول فیلم تاکید می شود که مرد یک بیمار روانی است و نیاز به درمان دارد .البته در اینجا زن دلیل موجه تری برای کمک نگرفتن از جامعه دارد ، در ایران شبکه حمایتی خاصی برای دفاع از زنان وجود ندارد و حق طلاق هم به صورت انحصاری به مردان تعلق دارد.

 

در میان این بازنمایی های مشکل آفرین برخی رسانه ها گزارشی فمنیستی درباره قدرت مردانه و مبارزات زنان به دست می دهند. رسانه ها در تحقق اهداف جنبش زنان در زمینه آشکار ساختن کارکرد های پنهان قدرت تا حدودی دست دارند و این کار را از طریق بازنمایی خشونت به طریقی انجام می دهند که نه تنها صدای زنان را حذف نمی کنند بلکه برعکس تجربیات هولناک آنان را بر ملا می سازند. به علاوه ، گزارش گران اغلب با پرس و جو از فعالان جنبش زنان و مصاحبه با نمایندگان خانه های امن و روانشناسان برای توضیح عواملی نظیر سندروم زنان کتک خورده ، دستور کارهای جنبش زنان و علت فعالیت های فمنیستی را روشن می سازند

 

پ. ن : این پست را به مناسبت  بیست و پنجم نوامبر روز جهانی نفی خشونت علیه زنان ، در حالی می نویسم که دوستانم به جرم دفاع از حقوق زنان در بندند ، برنامه ای که به  مناسبت این روز برگزار کردیم ، خشم مسئولین دانشگاه و گروههای دانشجویی وابسته به آنها را برانگیخته  و احضاریه ای به دستم رسیده که مرا برای پاسخ گویی برای فعالیت های حقوق زنانی ام ، به دادگاه فراخوانده است .

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 11:12  توسط زینب  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin